ميرزا محمد هادي علوى شيرازى

232

سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )

رفتند . در آنجا خود و زن و دختران او و اهالى انگريز كه حضور داشتند اقسام عزت و احترام و تعارفات رسمى بجاى آورده ، و صاحبى ساعتى در آنجا توقف و معاودت نمودند . روزى پاره‌اى نوشتجات از جانب سردار تفليس به‌جهت صاحبى ايلچى آوردند كه بعضى وقايع را قلمى نموده بود از جمله توقف موكب همايون شاهنشاهى را در خراسان تحرير كرده بود بعد از مطالعهء آنها از جانب لاردكلرك يكى از بزرگان انگريز آمده وعده ضيافت شب را از ايلچى خواست . قدرى از شب گذشته سوار گرديده ، به خانه او رفتند . بعد از معاودت ، از وضع و اثاث « 1 » و خانه و دستگاهى كه او به جهت خود برپا كرده و ميزى كه گسترده بود ، و اسبابى كه در آنجا چيده و آماده كرده بود ، بيانى مىنمود كه ثانى دستگاه و اساس سلطنت است ، و چندان مغايرتى با وضع پادشاه آنها ندارد ، و اين دستگاه و اساس را كه برپا كرده بيشتر جهت اين است كه سالى دوازده هزار تومان مواجب ، و دوازده هزار تومان به‌جهت اخراجات از دولت انگريز به‌جهت او مستمر و برقرار است . كه تسليم او مينمايند و به‌علاوه اخراجات ضيافت و بعضى تعارفات ديگر هم ، كه از او نسبت به هر كس و هر جا روى دهد ، از دولت داده مىشود . و دخلى به مواجب و اخراجات او ندارد ، و اسباب ميز اعم از طلا و نقره و پاره‌اى چيزهاى ديگر نيز از دولت انگريز به او داده شده ، اين است كه او هم اين وضع و سامان را برخود چيده است . از جمله خانهء نشيمن خود را سالى دو هزار تومان كرايه ميدهد . ساير اثاث « 1 » آن را از اين قرار ميتوان قياس نمود كه در آن خانه از مقولهء آينه و تصوير و صندلى و كرسى و ميز و چهل‌چراغ‌ها و شمعدان‌ها و اسباب‌هاى طلا و نقره چه‌قدر و به چه مرتبه است . بارى روز ديگر لارد موصوف ، با زن و دختران خود و چند نفر ديگر زنان و مردان انگريز به منزل صاحبى ايلچى آمده ، خواهش ملاحظهء فيل‌ها را نمودند ، و صاحبى ايلچى را برداشته به اتفاق بر فيل‌خانه رفته ، ساعتى به ملاحظهء آنها مشغول و معاودت نمودند . و اين روز زن پادشاه كه همراه او بود ، وارد پتربورغ گرديد . مادر پادشاه آدمى نزد صاحبى ايلچى فرستاد . خبر ورود زن پادشاه ، و مژدهء آمدن پادشاه را آورده صاحبى ايلچى اظهار رضامندى و خوشنودى بسيار نمودند ، و او به منزل خود رفت . شبى از شبها در خانهء باليور انگريز صاحبى ايلچى موعود بودند ، در آنجا رفتند لاردكلرك و زن و دختران او نيز در آنجا حضور داشتند . و تعارفات رسمى دوستانهء بسيار بجا آورده بودند . ديگر امريكه تحرير آن لزومى داشته باشد واقع نبود . يوم پنجشنبهء دوازدهم : بعد از ناهار « 2 » ، صاحبى ايلچى قدرى سوار گاريت شده ، گردش نمودند . و بعد از معاودت چند نفر از بزرگان روس به ديدن آمده ، ساعتى مشغول صحبت بودند و به منزل خود رفتند . پاسى از شب گذشته ، مشخص گرديد كه پادشاه روس بدون اطلاع همه‌كس در عين بىساخته‌گى به تنهائى وارد پتربورغ و به خانهء خود رفته . چون قاعده اين است كه در هر اوقات كه پادشاه در شهر پتربورغ است ، علم سفيدى كه به نشان قراقوش آن را دوخته‌اند ، در بام خانه پادشاه بر سر پا مىنمايند و

--> ( 1 ) - متن : اساس . ( 2 ) - متن : نهار .